تبلیغات
حاشیه های سینمای ایران - ● «آسمان زرد کم عمق» جدیدترین اثر بهرام توکلی و انتظاری که برآورده نشد
حاشیه های سینمای ایران



مدیر وبلاگ : emad bavi
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
صفحه نخست    |     تماس با مدیر    |     پست الکترونیک    |     RSS    |     ATOM
«آسمان زرد کم عمق» جدیدترین اثر بهرام توکلی و انتظاری که برآورده نشدیادداشت های نویسندگان سینمانگار بر فیلمهای جشنواره
«آسمان زرد کم عمق» جدیدترین اثر بهرام توکلی و انتظاری که برآورده نشد

خلاصه مطلب : هانیه انارکی: توكلی مسیر رو به رشدی را كه از «پا برهنه در بهشت» شروع كرد، با «پرسه در مه» ادامه داد و در «اینجا بدون من» به شكوفایی رساند، در چهارمین اثر خود نتوانست به خوبی در پیش بگیرد. او كه خود با سیر فیلمسازی و توانایی های منحصر به فردش در خلق داستان هایی بكر فارغ از مرز خیال و واقعیت، سلیقه و انتظار مخاطبش را به طرزی چشمگیر افزایش داده بود، با آخرین ساخته اش نتوانست در حد و اندازه خودش ظاهر شود.
«آسمان زرد كم عمق» روایت داستانی رئال با تم جنون؛ روایتی كم افت و خیز از واقعیتِ زندگی غزل و مهران كه با دنیای خیالی و مجنون وارِ پس ذهن شخصیت های اصلی قصه –با بازی ترانه علیدوستی و صابر ابر- در هم می آمیزد. برش های زمانی كه به شكل متقاطع به تصویر كشیده می شود، گاه به خوبی بیننده را همراه می كند و گاه به سبب ریتم كند، كشش لازم برای تماشای ادامه داستان را از دست می دهد.

فضای شخصی فیلم به مانند آثار پیشین سازنده اش به قوت خود حفظ شده است. المانهای شخصی-ذهنی توكلی از همان تیتراژ ابتدایی به وضوح قابل درك است. عنصر اصلیِ تیتراژ ابتدایی دیوارهای نم زده و رو به تخریبی است كه در ادامه، با استفاده غالب از رنگ های سرد – در طراحی لباس و صحنه- و روایت بخش اعظم داستان در فصل سرما مخاطب را بیش از پیش درگیر فضای سرد قصه می كند.

كارگردان بار دیگر ثابت كرده كه در بازی گرفتن از بازیگرانش مهارت لازم را دارد و به خوبی می داند از بازیگرش چه می خواهد. بازی های روان و حسی از نقاط قوت «آسمان زرد كم عمق» است. او بار دیگر با بهره گیری از حضور كم تعداد بازیگران به پرداخت قوی و منسجم شخصیت های قصه دست پیدا كرده است.

بعد از تماشای چهارمین اثر بلند توكلی به نظر می رسد كه حضور یكی از شخصیت های داستان به عنوان راوی، بخش جدایی ناپذیرِ فیلمسازی اوست. مهران كه راوی داستان هم هست، به عنوان حلقه ارتباطی قصه در مقاطع زمانی مختلف بخش هایی را كه به تصویر كشیده نمیشوند خاطره وار تعریف می كند. عكس هایی كه در زمان روایت نادیدنی های داستان از زبان مهران در پیش چشم مخاطب قرار می گیرد، هرچند جزئی از  شخصیت مهران است -كه حرفه اصلیش عكاسی است- در دل اثر جای نمی گیرد و گاه حتی قطع ارتباط بیننده با فضای داستان را در پی دارد.

توكلی مسیر رو به رشدی را كه از «پا برهنه در بهشت» شروع كرد، با «پرسه در مه» ادامه داد و در «اینجا بدون من» به شكوفایی رساند، در چهارمین اثر خود نتوانست به خوبی در پیش بگیرد. او كه خود با سیر فیلمسازی و توانایی های منحصر به فردش در خلق داستان هایی بكر فارغ از مرز خیال و واقعیت، سلیقه و انتظار مخاطبش را به طرزی چشمگیر افزایش داده بود، با آخرین ساخته اش نتوانست در حد و اندازه خودش ظاهر شود. تنها شاید بتوان گفت، ‌تماشای «آسمان زرد كم عمق» به صرف داشتن امضای خالق اثر برای دوستداران سینمای او خالی از لطف نخواهد بود.




نوع مطلب :
برچسب ها :