تبلیغات
حاشیه های سینمای ایران - ● هجرت منهای ترس
حاشیه های سینمای ایران



مدیر وبلاگ : emad bavi
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
صفحه نخست    |     تماس با مدیر    |     پست الکترونیک    |     RSS    |     ATOM
سه شنبه 17 بهمن 1391
هجرت منهای ترسیادداشت های نویسندگان سینمانگار بر فیلمهای جشنواره/ «برلین منفی هفت» ساخته‌ی رامتین لوافی پور
هجرت منهای ترس

خلاصه مطلب : هانیه انارکی: قدرت کارگردان در چینش میزانسن های دقیق و جزئی در نماهای پرتعداد خارجی به خوبی مشهود است. فیلمبرداری اثر به خوبی مدیریت شده و به مدد کارگردان می آید تا شهر محل وقوع داستان را دارای هویت کند.
«برلین منفی هفت» نخستین ساخته رامتین لوافی پور با نگاه ضد جنگ قصه آدم هایی را روایت می کند که در جستجوی امید هجرت می کنند؛ هجرتی برای یافتن امنیت و آرامش که پایه و اساس هجرت درونی شان می شود.

بیننده باید حوصله به خرج دهد و سی دقیقه آغازین را با ریتم کند اثر همراه شود تا در نهایت درگیر داستان شخصیت های اصلی قصه شود. آنچه در یک سوم ابتدایی پیش روی مخاطب قرار می گیرد به مستند شبیه تر است تا فیلم بلند سینمایی.

قدرت کارگردان در چینش میزانسن های دقیق و جزئی در نماهای پرتعداد خارجی به خوبی مشهود است. فیلمبرداری اثر به خوبی مدیریت شده و به مدد کارگردان می آید تا شهر محل وقوع داستان را دارای هویت کند.

لوافی پور با تمام مهارتی که در چینش میزانسن طراحی دکوپاژ به خرج داده، در بازی گرفتن از بازیگرهایش ضعف هایی نشان داده است. بازی ها عمدتاً از حد متوسط بالاتر نیستند. کنش ها و تنش های درونی آدم های قصه به جای آنکه از نمودهای رفتاری شان قابل مشاهده باشد از زبانشان روایت می شود. جزئیات شخصیتی بازیگرها چندان مورد توجه قرار نگرفته است و برای آنچه داستان وار روایت می شود اکت های تأثیرگذار و گویایی در بازی ها دیده نمی شود. مثلاً دلیل خودکشی دوم روژین و آثار اتفاقاتی که بر نجمه گذشته است در سراسر فیلم ناگفته باقی می ماند.

در مورد شخصیت های نسبتاً پرتعداد قصه، پرداخت های قوی انجام نشده و لایه های زیرین شخصیت ها کمتر به تصویر کشیده می شود. مثال بارز این ضعف در وقایعی ست که بر روژین می گذرد. تمام آنچه از روژین دیده می شود جملاتیست که بهروز (با بازی مصطفی زمانی) درباره اش می گوید و چند نمای محدود از او بر روی تخت بیمارستان و در آسایشگاه. آنچه بر عاطف می گذرد از زمان ورودش به برلین، مخالفت با درخواست پناهندگی شان، درگیری با کریم، به زندان افتادنش، و در نهایت موافقت با درخواست پناهندگی شان چندان بروز حسی متفاوتی از او به نمایش در نمی آورد.

برخی داستانک های مطرح شده در قصه نیز بی سر انجام رها می شوند. داستان نجمه با پسری که در هایم همسایه اش است نمود بارز از نقصی است که مطرح شد. برای برخی اتفاقات نیز، منطق روایی درستی وجود ندارد و بیننده را دچار سردرگمی می کند. مثلاً مسأله حجاب نجمه که به خوبی آغاز شده و جزئیات مناسبی برای پیشبردش طراحی می شود به طور ناگهانی با پذیرش عاطف (پدر نجمه) به پایان می رسد.

در مقابل همه کاستی هایی که مطرح شد، «برلین منفی هفت» حاصل فکر کارگردانی است که زیستن با آرامش را حق هر انسانی می داند که برای دستیابی به امید تلاش می کند. دغدغه انسان مدار فیلمساز قابل تحسین است.




نوع مطلب :
برچسب ها :