تبلیغات
حاشیه های سینمای ایران - ● گزارشی از نشست پرسش و پاسخ فیلم «خاکستر و برف»
حاشیه های سینمای ایران



مدیر وبلاگ : emad bavi
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
صفحه نخست    |     تماس با مدیر    |     پست الکترونیک    |     RSS    |     ATOM
گزارشی از نشست پرسش و پاسخ فیلم «خاکستر و برف»کامبیز دیرباز برای این فیلم 15 کیلو به وزنم اضافه شد
گزارشی از نشست پرسش و پاسخ فیلم «خاکستر و برف»

خلاصه مطلب : روح الله سهرابی کارگردان فیلم «خاکستر و برف» در این نشست گفت: فیلم قبلی ام «محدوده ابری» سه اپیزودی بود که در چند جشنواره خارجی به نمایش درآمد و به خوبی دیده شد. برای این فیلم یک سال تحقیق کردم و با مادران شهید زیادی صحبت کردم زیرا این فیلم در مورد زندگی شهید داوود منصوری است.
نشست پرسش و پاسخ فیلم سینمایی «خاکستر و برف» با حضور روح الله سهرابی، فرهاد گلی، کامبیز دیرباز، قربان نجفی، ادیب با اجرای محمدرضا شهیدی فرد در سالن سعدی مرکز همایش های برج میلاد برگزار شد.

به گزارش ستاد خبری سی و یکمین جشنواره بین المللی فیلم فجر، روح الله سهرابی کارگردان فیلم «خاکستر و برف» در این نشست گفت: فیلم قبلی ام «محدوده ابری» سه اپیزودی بود که در چند جشنواره خارجی به نمایش درآمد و به خوبی دیده شد. برای این فیلم یک سال تحقیق کردم و با مادران شهید زیادی صحبت کردم زیرا این فیلم در مورد زندگی شهید داوود منصوری است.

وی افزود: کلیت فیلمنامه بر پایه بی اعتمادی و باورهای بهم ریخته آدم ها شکل گرفته است. البته باید بگویم نمی خواستم نگاهم تنها به یک طیف خاصی باشد و در مورد شخصیت ابراهیم که شغل او معلمی بود انتقادهای فراوانی شد که چرا این شغل را برای این شخصین برگزیدم. ممکن است باعث تخریب چهره معلم ها شود.

سهرابی در پاسخ به این سوال که چرا در فیلم به صحنه های جنگ نپرداختیم، گفت: زیرا هزینه بر بود تا آنجا که اگر می خواستیم سه فلاش بک در مورد جنگ در برف داشته باشیم، باید هزینه زیادی را پرداخت می کردیم. دغدغه اصلی ام نوع نگاه خاکستری بود، در مورد اینکه چرا جامعه فکر می کند مادران شهیدان با این موضوع هنوز کنار نیامده اند. در حالی که آنها نگاهشان در مورد این موضوع کاملا متفاوت است و من هم سعی کردم این موضوع را طوری نشان دهم تا مخاطب آن را پس نزند.

وی ادامه داد: در اینجا از بهزاد عبدی که زحمت موسیقی فیلم را کشیده بود و امیر آقایی که در پیش تولید کمک های فراوانی به ما کرد و همچنین سید مرتضی مصطفوی که بار اصلی فیلمنامه بر دوش او بود ، تشکر می کنم.

سهرابی گفت: اولین بار که فیلمنامه نوشته شد رنج سنی ما بین آدم های ۵۰ تا ۶۰ ساله بود اما بعدها فکر کردم از جوانترها استفاده کنیم زیرا می توانند انرژی بیشتری بگذارند.

این کارگردان توضیح داد: در این فیلم از آقای دیرباز خواستیم ۱۵ کیلو به وزنش اضافه شود ضمن اینکه ۱۵ سال هم باید سنش بالاتر رود. در مورد آقای قربان نجفی هم باید بگویم کارهای قبلی ایشان را دیده بودم و فکر می کنم بهترین انتخابم بود.

وی در پاسخ به این سوال که چرا مکان در فیلم مشخص نیست، گفت: در این فیلم نشان ندادم شهر مورد نظر کجاست زیرا می خواستم بی زمان و مکان باشد، همچنین شخصیت ها لهجه نداشتند زیرا بحث ما بحث قومیت نبود بلکه بحث ملی است.

کامبیز دیرباز که در جلسه حضور داشت، در مورد نقشش گفت: اینکه ۱۵ کیلو به وزنم اضافه شد، برایم خیلی جذاب بود. اختلاف نسل ها همیشه دغدغه شخصی ام بود و پرداختن به سوالاتی در مورد زندگی شهدا که شاید بعضی از آنها هم جوابی نداشته باشد را دوست داشتم به آن بپردازم.

وی ادامه داد: در این فیلم سعی کردم بازی نکردن را تجربه کنم و از اینکه آقای سهرابی به من اعتماد کردند و این نقش را به من دادند تشکر می کنم زیرا در کارنامه هنری ام تا به امروز چنین نقشی نداشتم.

دیرباز افزود: ۱۵ کیلو اضافه وزن و ۱۵ سال پیر بودن برایم سخت نبود زیرا آن را در «در چشم باد» تجربه کرده بودم ضمن اینکه چنین شخصیتی را هم در فیلم «دوئل» در مورد شخصیت پژمان بازغی دیده بودم. در مورد این نقش باید دقت می کردیم که بیشتر باید نگاه ما تغییر می کرد نه چهره.

قربان نجفی بازیگر دیگر فیلم نیز گفت: از آقای سهرابی تشکرمی کنم که به بازی من اعتماد کردند. البته باید بگویم در ابتدا نقش یحیی به من پیشنهاد شده بود اما وقتی فیلمنامه را کاملا خواندم به آقای سهرابی گفتم من نقش ابراهیم را دوست دارم ایفا کنم. ایشان دو روز فکر کردند و بعد این نقش را به من دادند. هر نقشی لذت خاص خودش را دارد اما من نقش های خاکستری را بیشتر دوست دارم.

گلی تهیه کننده فیلم توضیح داد: فیلم «خاکستر و برف» با سرمایه خصوصی بنده و مشارکت بنیاد روایت فتح ساخته شد. سال ۸۹ با آقای سهرابی برای فیلم بامداد صحبت کرده بودیم که به نتیجه نرسید و بعد از آن این فیلم را آغاز کردیم.

نقی نعمتی تدوینگر نیز که در مراسم حضور داشت، در مورد تدوین فیلم توضیح داد: آقای سهرابی به خاطر دوستی چند ساله ای که با من داشت، تدوین این کار را به من داد و من با اینکه خودم کارگردان هستم و این کار برایم سخت بود، آن را پذیرفتم و سعی کردم به عنوان یک آدم بی طرف کار را شروع کنم تا ریتم خوبی داشته باشد.




نوع مطلب :
برچسب ها :